ذبيح الله صفا
969
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
آنكه هرچند بيت از مطلبى و جايى گفته . . . بنده هميشه بوى مىگفتم كه اول متوجه يك كتاب شو و آن را چون باتمام رسانى ديگرى را سر كن تا كرهء نوزين طبيعت توسنى از دست بنهد و سخرهء سخنان ارادهء تو گردد ، و چون همت وى عالى بود خواست هر پنج كتاب را بيك نوبت تمام كند » ( عرفات ) . زلالى خود مجموعهء هفت مثنوى خود را گاه « سبعهء سياره » و گاه « هفت گنج » خوانده و در محمود و اياز گفته است : سفر كردم به زير بار اشعار * فلك با « سبعهء سياره » سربار چه سبعه هر يكى درياى ژرفى * بهر هفتِ سخن حسن شگرفى * كليد هفت گنجم داد در مشت * بايماى هلال يك سر انگشت و بدينگونه گويا نام هفت آشوب را خود بر آن ننهاده بلكه اين نام را ديگران از باب انقلابى كه منظومهاى زلالى در مثنوىگويى پديد آورده بود بدان داده باشند . شرح سبعهء زلالى بنظمى كه در مقدمهء ملا طغرا آمده چنين است : 1 ) حسن گلوسوز و آن منظومهييست عرفانى در برابر مخزن الاسرار نظامى در حدود چهارصد و چهل پنجاه بيت با مقدمهيى از شاعر ، كه بنام شاه عباس ساخته شده و بدين بيت آغاز مىشود . بسم الله الرحمن الرحيم * اره كش تارك ديو رَجيم 2 ) شعلهء ديدار كه منظومهييست عرفانى بر وزن مثنوى ملاى روم بنام شاه عباس با مقدمهيى بنثر از شاعر و در دويست و اند بيت . نام منظومه درين بيت آمده است : اين سخن چون نور چشم خامه شد * شعلهء ديدار نام نامه شد 3 ) ميخانه كه آن هم منظومهييست عرفانى بر وزن حديقة الحقيقهء سنايى در سيصد و شصت هفتاد بيت و با مقدمهيى بنثر از شاعر . آغاز آن چنين است : نام او باده ، سينه ميخانه است * دهن هركه هست پيمانه است